|
بچه که بودم خیلی ناز می کردم
تا اونجا که همه از دستم خسته می شدن و
بهم می گفتن خیلی لوسی.
فکر می کردم با ناز کردن به اونایی که دلم می خواد می رسم
ولی ازوقتی تو اومدی به رؤیاهام و به لحظه های تنهاییم ،
تنها هدیه ات، دلتنگی بوده.
الان اینو خوب می فهمم که دیگه باید با ناز کشیدن
به اونی که دلم می خواد شاید یه روزی برسم، شاید...
تنها کسی که تنهام نمی زاره ،
تنهایی خودمه که دنیای دلتنگیامه.
دلتنگیهای بی تو بودن فقط تنهایی رو برام هدیه آورده
ولی
با ناز کشیدن به هدیۀ تو رسیدن هم برای من زیاده.
گل من ناز تو را تا آخر دنیا می کشم

|