تبليغاتX
دلتنگيهاي تنهاييم
دلتنگيهاي تنهاييم

<marquee/>آسمان پر ستاره و خيال انگيز ، جلوه اي از رو شنايي اسم اوست<marquee direction =right >


ستاره من

از ماه يه ستاره خواستم

 

اونم تو رو به من داد

 

ولي ماه كه به هيشكي ستاره نمي ده

 

نه...

 

آخه اون مي دونه  كه من چقدر دوست دارم

 

مي دوني شبها اونقده آسمونو نگاه كردم

 

و با ماه حرف زدم و از تو براش گفتم

 

تا اينكه ماه هم خسته شد و ستاره رو دادورفت...

 

چشمامو كه باز كردم ديدم خورشيد داره نگام مي كنه

 

انگار داشت دنبال يه دزد مي گشت

 

اونم فهميده بود كه يه ستاره از آسمون كم شده

 

ولي من كه ستارمو با دستم ندزديدم

 

من تو رو با قلبم دزديدم

 

كه اونجا هم هيشكي نمي تونه بياد جز تو

 

 

 ستاره تنهاي من

 

این هم قلب دلتنگم برای تو

 

 تو تو فقط تو

 

دوشنبه بیست و نهم مرداد 1386 توسط اشرف |

دوست داشتن اندازه نداره

يه روزي ازش پرسيدم چقدر منو دوست داري؟

 

گفت صبر كن ماشين حسابو بيارم...

 

چند لحظه بعد پرسيدم چي شد

؟

گفت: يه چيزي هم بدهكارهستي تو بايد منو دوست داشته باشي

 

من كه منظورشو نفهميدم

 

بهش گفتم نمي دونم يعني چي؟

 

يعني اون منو بيشتر دوست داره!!!

 

ولي نه نمي دونه كه...

 

اندازه همه گلهاي دنيا

 

اندازه تموم ستاره هاي آسمون

 

اندازه تموم قطره هاي بارون كه بدي ها رو پاك مي كنه

 

اندازه تموم برفهايي كه سياهي ها رو با سفيديش از بين مي بره

 

اندازه تموم دلتنگي هايي كه برام جا گذاشته

 

اندازه تموم لحظه هاي جدايي

 

اندازه تموم تنهايي هام كه همش با رؤياي اون پر مي شه

 

و اندازه تموم دوست داشتني هاي دنيا دوسش دارم

 

آخه مي دونين همه دوست داشتني هستند

 

چون هر كسي برا خودش يه دوستداري داره

 

 

دوست دارم به وسعت درياها

 

دوشنبه پانزدهم مرداد 1386 توسط اشرف |

رؤياي با تو بودن

كاش بودي و من از همه دلتنگيهايي كه برام جا گذاشتي ، برات مي گفتم

 

 

از لحظه هايي كه بي تو سپري شدند و من به انتظار اومدن تو،

 

 لحظه هامو با تنهاييم خلوت كردم و با اون حرف زدم.

 

 

با گلهاي آفتابگردان كه هميشه رو به سوي معشوقشون دارن

 

و تنها آرزوشون رسيدن به اونه ، حرف زدم.

 

ولي آفتابگردونها به نور خورشيد هم راضي هستن

 

 و من هم به رؤياي با تو بودن.

 

 

با گلهاي شمعداني كه در كنار حوض كوچك

 

 در آغوش هم با نسيم خنك به رقص درآمدند حرف زدم.

 

حتي با قطره هاي آب داخل حوض كه با هر قطره اشك من

 

 كه بر رويشان ريخت به لرزش درآمدند حرف زدم.

 

 

با تنهاييم ، با گلهاي آفتابگردان، با شمعداني ها،

 

 با قطره هاي باران، هر ثانيه، هر لحظه از تو گفتم

 

به اميد آنكه بيايي و نسيم محبتت را برايم هديه بياوري ولي نيامدي.

 

 

من آنقدر با گلها، برگها، درختان، و حتي با هرقطرة شبنم روي گلها

 

كه با قطره هاي اشك من همنشين مي شوند حرف مي زنم

 

تا روزي كه رؤياي با تو بودن را با تو از بين ببرم.

 

سه شنبه دوم مرداد 1386 توسط اشرف |



خدا رو دوست دارم چون *آي ديش* هميشه روشنه خدا رو دوست دارم چون به همه *پي ام ها* جواب ميده خدا رو دوست دارم چون حرفاي آدم رو *سند توآل* نمي كنه خدا رو دوست دارم چون هيچ كسي رو *ايگنور* نمي كنه ! خدا رو دوست دارم.

دریافت جدیدترین نرم افزز ها
سایت تخصصی موبایل
سرویس وبلاگ رایگان سپهر
هاست و دامنه برای وبلاگ
خدمات هاستینگ و دامنه
فتوبلاگ رایگان
دانلود موزیک
تبلیفات رایگان
**سكوت دل**
**صداي دل**
**نسیم شادی**
**نسيم دل**
**ديكشنري آنلاين**
**عشق در دنیای پیشی ها**
**بزرگترين سايت در موردIT**
**يك نفس ياد خدا**
**دل شكسته**
**زندگي بي تو**
**حسرت**
**در پناه عشق **
**حريم عاشقي**
**براي مهدي دلها**
**عاشق تنها**
**باشگاه دانشجويي**
**حيوانات**
**كلبه عاشقي**
**آموزش مراقبه**
**عشق**
** عشق پاك**
**طلوع عشق**
**سكوت عشق**
**حرفهايي از سر دلتنگي**
قالب وبلاگ

RSS 2.0

Designed By ParsTheme